سفر به اصفهان
خیلی وقته میخوام بیامو از مسافرت سه نفرمون بنویسم ولی نمیدونم چرا اینقد تنبلی میکنم.
24 مهر عید قربان بود و چون خورده بود به پنج شنبه جمعه سه روز تعطیل بود.خیلی فکر کردیم که کجا بریم. دیدیم تو این سه روز به هیج جا نمیرسیم جز اصفهان. البته گزینه های دیگه ای هم بود ولی چون هوا سرد بود از لیستمون خط خوردن! این بار بیشتر از ما به ارشیا خوش گذشت چون جاهایی که تو عکسامون دیده بود اینبار همشونو از نزدیک میدید .طبق برنامه ریزی که کرده بودیم ایستگاه اولمون ابیانه بود.یه داهات کوچیک و بسیااااااار زیبا.چون تا حالانرفته بودیم چسبید!!!



بافت روستا یه جوریه که بعضی وقتا پشت بومه خونه ها مماس با کوچه هاست.اینم یکی از اون بوما





چند ساعتی رو توی ابیانه گشتیم و راه افتادیم به سمت اصفهان.غروب رسیدیم اصفهان .
اینم میدون نقش جهان که من عاشقشم.هم خود میدون ، هم بازاراش ، هم بریونیش!


اینم آقا ارشیا که رضایت نمیداد برگردیم هتل با اینکه از خستگی دیگه نمیتونست راه بره. آخرشم قهر کرد سرشو انداخت پایینو رفت کلللللی اون طرف تر نشست!


اینم درختای پیراکانتا که دور تا دور میدون پر بودن از زالزالک!!!

ارشیا و سه و سه پل:

روز بعدش به خاطر ارشیا رفتیم باغ پرندگان...
ارشیا از اینکه میدید پرنده ها تو قفس نیستن و یهو از جلوی پاش رد میشن کلی کیفور میشد!!!










تو یه گوشه ای از باغ یه روستای خیلی قشنگ کوچیک ساختن.چند سال پیشم که رفتیم بودش ولی فک نمیکردم هنوز پابرجا باشه!

ارشیا اول نشست پیش در این خونه که عکس بگیرم ازش...

ولی بعدش گیر داد قفلشو باز کنه! از ما اصرار که قفله باز نمیشه از ارشیا انکار که چرا الکی میگی؟ الان بازش میکنم!

تو هتل چندتا آکواریوم بزرگ بود که ارشیا باهاشون سرگرم میشد .یکیشونو خیلی دوست داشت و مدام نگاش میکرد...وقتی میخواستیم برگردیم تهران میگه آخه پس ماهیمو چیکار کنیم؟ اینجا بمونه دلم خیلی براش تنگ میشه! نمیشه ببریمش خونه !!!

تو مسیر برگشت از اصفهان چند ساعتی هم قم موندیم. با اینکه قم همین بغل گوشمونه ولی چند سالی میشه نرفتیم.خیلی تغییر کرده بود.اطراف حرم سر و سامون پیدا کرده بود و تمیز تر شده بود.


ارشیا وقتی تقریبا 10 ماهه بود. قم.... داخل حرم...همون پله ای که الان توی 4 سالگی نشسته!(تو عکس بالا)

چترای حرم که بلافاصله هر سه تامونو یاد حرم پیامبر انداخت! یادش بخیر.....

بعد از زیارت شام خوردیمو راه افتادیم.ساعت 12 شب رسیدیم خونه.
اینم از سفر کوتاه ولی شیرینمون!


سفر به اصفهان
